آخرین رویدادها

اخبار بین الملل

UP TOGGLE DOWN

ترامپ: یک پهپاد ایرانی را هدف قرار دادیم

رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد کشتی نظامی این کشور یک فروند پهپاد ایرانی را در تنگه...

ترامپ: توافق جدید با ایران باید ۱۰۰ ساله باشد

رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی جدید، ضمن انتقاد از برجام مدعی شد محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران...

آمریکا ۵ فرد و ۷ شرکت را به اتهام همکاری در برنامه هسته‌ای ایران تحریم...

وزارت خزانه‌داری آمریکا پنج فرد و هفت موسسه را به اتهام همکاری با ایران و...

آخرین کاردار سفارت آمریکا در ایران درگذشت+تصاویر

«ال بروس لینگن» که در زمان تسخیر لانه جاسوسی، عالی‌ترین مقام آمریکایی حاضر در ایران...

قاتل «عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی» به حبس ابد محکوم شد

دادگاهی در هلند فردی که گفته می‌شود قتل محمدرضا کلاهی را سازماندهی کرده بود، به...
اخبار

اخبار (6)

پاپ «بی ترحم»

دوشنبه, 20 فروردين 777 ساعت 11:50 نوشته شده توسط

اولین و آخرین ترانه ای که سرودم سال 46-45 بود. دانشجوی سال دوم ادبیات و زبان انگلیسی بودم که ، برای دوست هم مدرسه ای ام در دبستان فرهنگ آبادان ، که حالا ، ستاره جوان موسیقی پاپ در تهران شده بود و در رستوران های برتر از رستوران های گروه بلک کتس و فرهاد ، می خواند آن را ساختم: ادموند ؛ که امروز هم در سال های هفتاد زندگی ستاره موسیقی پاپ آشوری است. درغربت البته. آن  سال ها ادموند گاه با «نارملا» ، پاپ خوان دیگر آشوری ، می خواند.که امروز اگر بود، در سال های پایانی هشتاد زندگی بود. «نارملا» از رادیو رضاییه آن هنگام‌، درخشیده و به تهران آمده بود و ادموند ، از آبادان که او هم آن جا درخشیده بود. و حالا آوازهای پاپ خوان های آن روز را در رستوران ها خوش می خواندند.

این نخستین ترانه اختصاصی خود ادموند بود ، که گمانم«پرویز مقصدی» آهنگ اش را ساخته بود و جای ترانه سراهای قدر می خواستند ، یک ترانه سرای جوان ، با نگاهی تازه آن را بسراید. آن چه را از آن ترانه یاد دارم ، مطلعی بود ، که تکرار می  شد و تکرار آن به دل می نشست و دهان به دهان می گشت: الهی روزی ، تو هم بسوزی.... در آتش جدایی ... . ترانه را صفحه پرکنی «بتهوون» به روی صفحه 45 دور ، به بازار داد.به بازار موسیقی پاپ آمد و برای صدایی جوان چون ادموند، فروش خوبی هم داشت.آن هنگام دوران تکتازی ویگن و منوچهر سخایی بود ، تا که «آرتوش» بیاید.

من باید شعر را به موسسه  بتهوون واگذار کنم ، اگر چه آن را هدیه به دوست دبستانی ام کرده بودم. موسسه بتهوون، در چهارراه پهلوی آن هنگام و ولی عصر امروز بود. امضا دادم و در کمال حیرت و ناباوری ام ، دویست تومان ، گرفتم. برای دانشجوی یک لاقبای ، آن هنگام پول خوبی بود. یک شام در همان رستوران رنگین کمان که ادموند می خواست بخواند ، بیست و پنج تومان بود. «ادموند»، در هیاهوی بازار غوغاسالار موسیقی پاپ آن هنگام ، نتوانست ، سری در میان سرها درآورد ، اما در موسیقی آشوری ماند و ستاره شد.موسیقی پاپ ایرانی، قربانی های بسیار داشت و از صداهای ماندنی آن هنگام تا به امروز ، «اوی» بود. با صدایی بسیار پرشباهت به صدای ویگن  که صدای خودش بود، نه که تقلید کند.

او هم در هیابانگ آن هنگام موسیقی پاپ ایرانی ، از پا درآمد ، اما از آن هنگام ، در موسیقی آشوری ، تا به امروز سلطان پاپ ماند. «اوی» با موسیقی حیرت انگیز با تنظیم جوانی که ترومپت نواز بود «کلیچ» نام ، اثری ماندگار خواند. هنگامی که «محمد صالح علا» ،  نوار ربع اینچی آن را بر دستگاه «ریل» امپکس شنید ، گریست و ترانه ای ماندگار برای آن به رایگان سرود ، که آشوری  و فارسی آن هنوز از ترانه های جاودانی است: باران می بارد‌، برگ ها ، فرو می افتند.. . هنوز زمزمه می شود. ترانه ای برای رقص سنتی «جانیمان» آشوری. اوی ، راهی غربت شد و همان جا ماند.

شاید تلخ ترین حادثه ، در میان چرخ  های بی رحم موسیقی پاپ ایرانی ، در دهه چهل ، حکایت «آلبرت خوشابه»است. جوانی با صدای غریب. که پس از آواز خوانی ویگن ، در هتل بوعلی در زادگاهش همدان ، جای او را گرفت. برادران او ، همه کامیون دار بودند و او تحصیلکرده ،که در وادی موسیقی پا گذاشته بود. به او گفته بودند برای سر در آوردن در کنار غول های پاپ آن هنگام ، باید هزینه کند. کلان هم هزینه کند. به سراغ نامداران موسیقی و ترانه سرا برود و کار از آن ها بخرد. برادران یک کامیون شان را فروختند و برای او هزینه کردند. هر که را می شناختند ، سفارش دادند. یازده ترانه خواند و همه در رادیو ایران آن هنگام مجوز پخش گرفتند.

بهترین یاران «آلبرت خوشابه»، که با نام «آلبرت» خواند، سورن و سارگن و پیترسون یا پتکا آهنگ سازان و نوازندگان بی همتای با نجو و ماندولین و آکاردئون بودند ، که هنوز موسیقی بی کلام آن ها‌ ، از رادیوهای ما ، پخش می شود.

پول یک  کامیون به باد رفت  و «آلبرت»  نتوانست در موسیقی پاپ ایرانی در برابر غول های آن هنگام دوام بیاورد. دنیای موسیقی را رها کرد و به غربت  رفت و هرگز نخواند. نام های بسیار دیگری بودند ، که در دنیای موسیقی پاپ دهه چهل و پنجاه ، تاب نیاوردند و با همه تلاش ها و ارزش ها ، نماندند.موسیقی ، به ویژه پاپ ، در‌آن سال ها  ماشین درهم شکننده بی رحمی بود ، که بازی خودش را داشت.و این حکایتی بود که بر آشوریان رفت.

ارامنه ، بختی خوش تر داشتند و آن ، حضور ویگن ، سلطان پاپ بود. و آرتوش که در اوج از عرصه موسیقی کناره گرفت. و حالا چه بر سر پاپ خوان های ایرانی دیگر آمد ، حکایت مثنوی هفتاد من است. چه ستاره ها ، که ندرخشیده ، خاموش شدند با بده-بستان ها آن هنگام خاموش شان کرد.

این موسیقی پاپ بی ترحم...

بیشتر نیازمند عمل هستیم تا حرف

دوشنبه, 15 اسفند 776 ساعت 11:51 نوشته شده توسط

بیشتر نیازمند عمل هستیم تا حرف


ما آشوریان در دوران اولیه تاریخ ، پیشرو کلیه جهانیان بوده ایم و پیوسته در حال خدمت برای رساندن فایده به بشریت بوده ایم و همیشه به آن عملکردهای ادوار گذشته  افتخار میکنیم و میگوییم که اجداد ما اینگونه و آنگونه بودند. با ندای بلند اعلام میکنیم که آشوریان مخترع همه چیز بوده اند : مخترع تقسیم زمان از ثانیه ها تا سال ها ، مخترع خط نوشتار ، مخترع داد وستد ، مخترع خط و آلات موسیقی  و گسترش دهنده کلیه علوم ! اما واقعا امروز کجا ایستاده ایم؟ چه فایده ای به امتمان می رسانیم؟ چه میراثی برای آیندگانمان به جا میگذاریم؟ چند نفر از ما به مسائلی که بسیار مهم و ضروری اند آگاهیم؟
متاسفم که بگویم ، بسیار کم. عملکردهای ماندگار انجمنهای ملیمان را میبینیم ، به جای اینکه به سمت فعالیتهای ادبی، فرهنگی،هنری و غیره بروند و پشتیبان افرادی باشند که تاریخ آشوریان را زنده نگه میدارند ، بدنبال فعالیتهای شخصی اند و با فراموش کردن وظیفه اصلیشان ، سعی میکنند فقط خودی نشان دهند و اگر شخصی نتواند کار محوله اش را به انجام برساند ، در برابرآن وظیفه می ایستد تا دیگران نیز نتوانند آن را به انجام برسانند. تاسف بار است که برخی مسئولین، بیشتر بدنبال حرف و نشان دادن خود هستند تا عملکرد مورد انتظار و فایده دار.
هدفم این نیست که بگویم تمام انجمنهای ملی ما اینگونه اند ، اما این وضعیت تلخ وارد انجمنمان شده و باعث عدم موفقیتمان گردیده است. همه امتها به سمت پیشرفت می روند اما ما روز به روز پسرفت داریم و نه از همسایه هایمان و نه از گذشته مان درس نمیگیریم ، بلکه هرکس دوست دارد هر مسیری را تجربه کند ، حتی اگر فرد قبل از او از آن مسیر ضرر دیده است! یکی از اعمال بسیار متعفن این است که اگر با فردی مشکل شخصی دارند ، این مشکل در عملکرد ملیشان  نیز اثر میگذارد و در برابر نظرات آن فرد می ایستند حتی اگر پیشنهاد آن فرد شایسته باشد، چون مشکل شخصی با او دارند.این یک بیماری تلخی است که بر جان ملتمان افتاده و مانند یک کرم به هر سمت می لولد تا کل جامعه را گرفتار کند و متاسفم که در بسیاری از موارد در عملکردش موفق بوده است و بسیار مناسب به هدف کثیفش رسیده است.
ما اگر بیدارشویم که که چه وظیفه سنگینی بر عهده هریک از ماست ، آنگاه  محافظه کارانه برای رسیدن به اهداف عالی ، متحد میشویم . هدف عالی این نیست که فقط به اسم ، در هیئتی یا اجتماعی ٫عامل باشیم ، بلکه برماست که برحسب زمانه و وضعیت و دانشمان ، وفادار و روراست به هم ملتمان بمانیم و به وظیفه ای که به ما محول شده ، عمل کنیم.
از آنجا که به انتخابات انجمن آشوریهای تهران نزدیک میشویم ، انجمنی بسیار مهم ، که بایستی در هر مسیری که اساسنامه اش مشخص کرده قوی و عملگرا باشد و در جهت نفع ملی حرکت کند. پس هر کدام از ما کسی را انتخاب کنیم که از روح ملی پر شده باشد و اهداف منیت نداشته باشد تا بهره شخصی ببرد نه نفع عمومی. دعوت میکنیم تا با تمام توان در انتخابات شرکت کنید و رای خود را به افراد روراست امتمان بدهید.
با آرزوی پیشرفت ملی

 

برگردان فارسی از نوشته آشوری نانسی آلدو

شاعر پاییزی

دوشنبه, 19 آذر 1397 ساعت 13:08 نوشته شده توسط

آئين نيايش كليساي شرق آشور

دوشنبه, 01 -2668 ساعت 13:05 نوشته شده توسط

خلاصه اي از آئين نيايش كليساي شرق:

آئين نيايش كليساي شرق در قرن هفتم توسط پاتريارك ايشو يهب سوم تصويب شدسال كليسائي بر محور عيد رستاخيز و در درجه دوم عيد ميلاد و تعميد مسيح برنامه ريزي شده است كه به چند هفته (شاووعه) تقسيم مي گردد. اين هفته ها عبارتند از:

باشگاه ورزشی ستاره آشور

دوشنبه, 01 -2668 ساعت 12:49 نوشته شده توسط

باشگاه ورزشی آشور تهران در دوران نمایندگی دکتر ویلسون بیت منصور در مجلس شورای ملی حکومت وقت ایران تاسیس شده و با مدیریت داخلی مرحوم "باباجان تمرز" در رشته های ورزشی فوتبال، والیبال، بسکتبال، بوکس و تنیس روی میز فعالیت می نمود. این دوره از فعالیت باشگاه تا سال 1356 هم در رده های سنی مختلف آقایان و هم بانوان ادامه داشت.

تاریخچه انجمن آشوریان تهران

دوشنبه, 25 دی 1396 ساعت 10:58 نوشته شده توسط

یکی از مهم­ترین آداب اجتماعی آشوریان ایران، چنین بوده که هرگاه جمعیت آنان در شهری روی به فزونی نهاده است، آنان به تاسیس انجمن­های ملی و فرهنگی و اجتماعی مبادرت نموده اند. به همین جهت بود که در سال 1898، پس از مهاجرت عده­ ی کثیری از جوانان آشوری-کلدانی ساکن سلماس به تهران و استخدام در وزارتخانه ­ها و ادارات دولتی، بنیان اولیه­ ی انجمن آشوریان تهران گذارده شد.

انجمن آشوریان تهران

یکی از مهم­ترین آداب اجتماعی آشوریان ایران، چنین بوده که هرگاه جمعیت آنان در شهری روی به فزونی نهاده است، آنان به تاسیس انجمن­های ملی و فرهنگی و اجتماعی مبادرت نموده اند. به همین جهت بود که در سال 1898، پس از مهاجرت عده­ ی کثیری از جوانان آشوری-کلدانی ساکن سلماس به تهران و استخدام در وزارتخانه ­ها و ادارات دولتی، بنیان اولیه­ ی انجمن آشوریان تهران گذارده شد.

شبکه های اجتماعی

t logo 

insta

ارتباط با ما

ایران-تهران-انتهای خیابان آیت الله کاشانی غربی شهر زیبا خیابان شهید آلفرد سرگیز اردوشاهی جنب مجتمع قضایی مفتح پلاک 6 -کد پستی 1474997751

ایمیل: .

تلفن: 44312777

فکس: 44312886

flaq

جستجو